مهدى مهريزى وهادى ربانى
44
شناختنامه آخوند خراسانى ( فارسى )
از دست ايران خارج شد كه براى مردم ايران حسرت و عقدههايى را به دنبال داشت . اين موارد نيز از علل مشروطه خواهى مردم ايران به حساب مىآيد . « 1 » به گفتهء ملك زاده ، « در زمان مظفّر الدين شاه ، ميرزا عين الدوله ، داماد شاه ، كه از شاه زادگان درجه اوّل بود ، مردى مستبد و سخت گير و متكبّر و ممسك بود و از روزى كه زمام كشور را به دست گرفت ، با يك صولت بىنظيرى شروع به كار كرد و چون مظفّر الدين شاه بىحال و به عيش و عشرت مشغول بود ، تمام قدرت دولت در شخص عين الدوله متمركز شد و ارادهء او بر جان و مال مردم فرمانروايى مىكرد . عين الدوله آزادىخواهان را دشمن مىداشت و بزرگ ترين سدّ راه افكار نوين بود . شدّت عمل او به حدّى بود كه هنوز پاسى از شب نمىگذشت كه اهالى پايتخت قادر به قدم گذاردن در كوچهها نبودند و احدى قدرت انتقاد از دستگاه دولت را نداشت » . « 2 » وقتى علاء الدوله ، حاكم مغرور و خودپسند تهران ، به بهانهء گرانى قند و شكر ، حاج سيّد هاشم نامى را كه از سادات محترم و از بازرگانان معتبر بود ، در بازار به چوب بست و عين الدوله نيز بر كار او صحّه گذاشت ، بازاريان كه اين عمل را توهين نسبت به صنف خود مىدانستند ، دكانهاى خود را به عنوان اعتراض بستند و روز بعد ( 14 شوال 1322 ق ) مردم براى اعتراض به اعمال دولت در مسجد شاه اجتماع كردند . در آن وقت ، علما به پشتيبانى از مردم برخاستند و به عنوان همدردى با آنان و آشكار ساختن خشم خود نسبت به اجحاف دولتيان ، به حرم حضرت عبد العظيم مهاجرت كردند و متجاوز از دو هزار نفر جمعيت در آن حوالى گرد آمدند . دكتر مهدى ملك زاده ، در بارهء نقش علماى نجف و موقعيّت اين شهر در نهضت مشروطيّت مىنويسد : « حوزهء علميهء نجف كه از علما و مراجع تقليد و طلّاب علوم دينيه تشكيل مىيافت ، در تقديرات مشروطيّت ايران ، يكى از مهمترين عوامل بود . . . احكامى كه از مقام روحانيت نجف صادر مىشد ، براى كلّيهء شيعيان واجب الاطاعه
--> ( 1 ) . تاريخ انقلاب مشروطيّت ايران ، ج 21 ، ص 105 و 219 ( 2 ) . همان جا